|
"بهمن قبادی" نيز به ليست سياه سينمای ايران اضافه شد و وزارت ارشاد دولت احمدی نژاد مقابله با اين كارگردان برجسته سينمای ايران را نيز آغاز کرد. با نمايش فيلم "نيمه ماه" او موافقت نکردند و فلج سازی هنری او نيز در دستور دولت قرار گرفته است. جرم او اينست که "کُرد" است!
قبادی نامه سرگشاده ای در اعتراض به جلوگيری از نمايش فيلم "نيمه ماه" و تبليغات تخريبی که عليه او در مطبوعات دولتی آغاز شده نوشته که در ادامه می خوانيد:
"مدتی قبل، در كمال ناباوری خبری را بر روی يكی از سايتهای سينمايی ديدم مبنی بر اينكه روابط عمومی معاونت سينمايی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام كرد: "در شرايط فعلی و بنا به دلايل عديده مطابق مقررات، توليد هرگونه فيلمی توسط بهمن قبادی در دستور كار اداره كل ارزشيابی و نظارت سينمای حرفه ای اين معاونت نمی باشد."
ناباوری ام هنگامی تأييد شد كه متن نامه ارسالی از سوی روابط عمومی معاونت سينمايی را با نشان جمهوری اسلامی و عنوان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گوشه آن رؤيت كردم. تا جايی كه به ياد دارم در تاريخ جمهوری اسلامی ايران اين بايد برای اولينبار باشد كه به طور رسمی و مكتوب، معاونت سينمايی اعلام می كند اجازه كار را از يك كارگردان ايرانی و بينالمللی پس از انقلاب سلب می كند. با صبوری به انتظار نشستم تا بببينم و بدانم حقيقت چيست و اين روش به كجا می انجامد. طى تماسی از سوی دفترم با منبع صادركننده نامه، اشاره كردند كه به هيچ وجه نكته منتشرشده در خبرها صحت ندارد، ممنوع شدن فعاليت من فقط يك سوءتفاهم خبری حاصل از بدفهمی متن نامه است و رعايت شأن من برای معاونت سينمايی اهميت تام دارد.
اما نامه دفترم كه در آن خواسته شده بود روابط عمومی معاونت سينمايی برای پاياندادن به ــ ظاهراً ــ شايعات و جلوگيری از گسترش سوءتفاهمى كه خودشان آن را دامن زده اند، رسماً ممانعت از فعاليت من توسط اداره ارزشيابی و نظارت را تكذيب كند، بی پاسخ ماند. اين يعنی كه به زبان چيزی گفتن و در عمل شيوه ديگری را در پيش گرفتن؛ كه معنای نهايی اش تأييد همان به اصطلاح سوءتفاهم است. يعنی كه من اجازه كار ندارم. اكنون كه مراحل توليد آخرين ساخته ام "نيوه مانگ" (نيمه ماه) را از بدو فيلمبرداری تا امروز مرور می كنم، با وضوحى بيش از آنچه كه می دانستم، درمی يابم هيچ كدام از مشكلاتی كه از سر گذراندهام تصادفی نبوده است. هنگامی كه غير رسمی به من گفته شد بهتر است فيلمم را به زبان كُردی نسازم، شروع مشكلاتی را حس كردم كه حاصل نوعی نگرش دستورمآبانه بود و در ادامه به ندادن نگاتيو و دوربينهايی انجاميد كه در انبار خاك می خورد.
اگر از آنچه كه پيشترگذشت بگذرم، روندی كه اكنون در حال وقوع است به هيچ عنوان قابل چشمپوشی نيست. ماههای متمادی است كه اداره نظارت به بهانه های واهی از صدور پروانه نمايش "نيوه مانگ" طفره می رود. چندبار فيلم را كوتاه كرده ام تا نظر آقايان تأمين شود كه نمونه های كوتاه شده فيلم، موجود است. اما هربار هفته ها طول كشيده تا آقايان،پاسخی بدهند و بعد از هر پاسخ اين دور باطل تكرار شده است. بيش از سه ماه است كه از صدور پروانه ساخت فيلم جديدم ــ كه اتفاقاً هيچ ربطى هم به كُردها ندارد و در قلب تهران قرار است ساخته شود ــ طفره می روند. واضح است اين روندی حسابشده است تا عناد و دشمنی يك جريان نسبت به من و امثال من، كامل و آشكار شود. به همين دليل هم هست كه داستان بازيگر قبل از انقلاب و طرح چندباره آن، در حالی كه رسماً آن را تكذيب كرده ام و حضور وی را در فيلمی توليد ايران، منوط به اخذ مجوزهای رسمی از اداره نظارت دانسته ام، تنها يك بهانه در دست كسانی است كه میخواهند افكار متفاوت را سركوب كنند. گرچه اين حق را برای خود محفوظ می دانم كه در صورت فراهم نشدن شرايط توليد در ايران، چنين فيلمی را با حضور بازيگر مورد نظرم در هر كشور ديگری كه مناسب بدانم بسازم.
برای فيلم اخيرم "نيوه مانگ"، از سوی اداره نظارت معاونت سينمايی متهم به جدايىطلبى شده ام در حالی كه همواره اين نكته را تكذيب كرده ام و خودم را يك كُرد ايرانی می دانم و حاظر نيستم حتی يك وجب از خاك كشورم تكه تكه شود. اما وقتی كسی نيات ديگری دارد، شما هرچقدر هم تلاش كنيد كه تصوير مورد نظر شما را ببيند، نخواهد ديد؛ حتی با چشمان باز!
برای همين هم هست كه با وجود اصرارم بر نمايش خصوصی "نيوه مانگ" با زيرنويس فارسی برای عده ای از اهالی سينما، كارشناسان و منتقدان، با پيشنهادم مخالفت می شود اما در همان حال طى يك حركت عجيب و البته برنامه ريزی شده در ادامه همين جريان، اداره نظارت طى اقدامی ابتكاری و تعجببرانگيز، بدون كسب اجازه از من به عنوان كارگردان و مالك مطلق فيلم "نيوه مانگ"، آن را بدون زيرنويس فارسی برای حدود سی نفر از اهالی سينما كه قاعدتاً كُردی هم نمی دانند در يك جلسه خصوصی نمايش میدهد و مسؤولى، شخصاً برای حاظران، با توضيحات جعلی، محتوا و ديالوگهای فيلم را ترجمه می كند. توضيحاتى كاملاً جهتدار مبنی بر اينكه در اين صحنه راجع به جدايىطلبى حرف می زنند، فلان عدد اشاره به تاريخ پيروزی فلان رهبر كُرد است (حال آنكه عدد مورد اشاره در فيلم با عدد مورد نظر آقايان ده سالی اختلاف دارد!) و... .
واقعاً پشت پرده چه خبر است كه دريافت پروانه نمايش فيلمام را اينگونه هدايت می كند؟ جالب اين است روزنامه ای كه هيچ صدايی را جز صدای خود برنمی تابد گزارش مفصلی عليه من چاپ می كند كه عصبانيت يك جريان خاص را از اينكه اسمام به عنوان يكی از صد كارگردان مطرح جهان در كتابی از انتشارات معتبر تاشن آمده است، نشان می دهد اما حتی اين عصبيت، بيشتر بهانه ای است كه در كنار آن به بحث جدايى طلبى از سوی من دامن بزنند و عضو شورای نظارت معاونت سينمايی، كه خود ــ ظاهراً ــ كارگردان است، جزو مصاحبه شوندگان اين گزارش است و جملات بى ربطى را تحويل مردم بی خبر از موضوع می دهد تا موجبات تخريب موقعيت مرا نزد افكار عمومی فراهم بياورد. آيا واقعاً اقدام اين فرد عضو شورای نظارت تجزيهطلبانه است يا موقعيت غير قابل انتخاب من به عنوان يك كُرد ايرانی؟
واضح است جرياناتی وجود دارد كه بسياری از فيلمسازان موفق از سر راه برداشته شوند تا جا برای به اصطلاح فيلمسازان نورچشمی باز شود. اما آقايان از اين نكته غافلاند كه هنرمند با تقاضا يا ميل كسی وارد اين وادی نشده است كه اكنون من به عنوان يكی از آنها بخواهم با فشار اين يا آن جريان پا پس بگذارم. به عنوان يك فيلمساز ايرانی كُرد با اعتبار بينالمللی، با وجود اينكه ماه هاست جلوی كارم را گرفته اند، تاكنون سكوت كرده ام، و اين سكوت هربار باعث شده است آقايان جری تر شوند و احساس قدرت بيشتری بكنند.
اما اكنون اخطار می كنم كه براساس اصول قانون اساسی هيچ شخص، سازمان يا نهادی نمی تواند جلوی فعاليت حرفه ای فيلمسازی ام را بگيرد. كل دمودستگاه معاونت سينمايی بر پايه حضور ما فيلمسازان شكل گرفته و نفس وجودی اش مشروط به فعاليت ماست و نه برعكس. اما اكنون خادمان ما در دستگاهی كه اساساً وظيفهاش خدمت به هنر و هنرمند و تسهيل شرايط كار برای ماست، خدمت به افكار خود را از امثال من می خواهند زيرا تنها جرمام كُردبودن است. بنابراين جمله عنوانشده از سوی روابط عمومی معاونت سينمايی كاملاً بامعناست كه "به دلايل عديده مطابق مقررات، توليد فيلمی توسط بهمن قبادی در دستور كار اداره نظارت نمی باشد." من فراموش نمی كنم، تاريخ هم همينطور و هشدار می دهم كه شما هم فراموش نكنيد: زمان قاضى بزرگی است. تاريخ اين مرزوبوم و سينمای آن قضاوت خواهد كرد كه چگونه تلاش نافرجامی را آغاز كرده ايد تا اذهان هنرمندانی چون مرا به سوی چيزی كه صرفاً خودتان درست می پنداريد هدايت كنيد. تجربه سه دهه سينمای پس از انقلاب هنوز آنقدرها از ما دور نشده است كه فراموش كنيد با زور و اعمال قدرتی كه فقط دوره های كوتاهی دوام می آورد،نخواهيد توانست هيچ هنرمندی و ازجمله مرا تحت نظارت سليقه ای خود درآوريد.
اكنون به عنوان يك فيلمساز هشدار می دهم كه اگر اداره كل ارزشيابی و نظارت معاونت سينمايی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ايران مجوز ساخت فيلم تازه ام را در اسرع وقت صادر نكند، رأساً نسبت به فيلمبرداری آن در خيابانهای تهران اقدام خواهم كرد تا بيايند بساط فيلمسازی ام را جمع كنند كه ببينم اينبار با استناد به چه قانون مندرآوردی تازه ای دستهای دوربينام را خواهند شكست و چشمهای فيلمام را كور خواهند كرد؟"
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : سیامک در ساعت 11:14
سه شنبه هفدهم بهمن 1385
در شرايط انقلاب زای سال 57 قرار گرفته ايم
عباس عبدي وظيفه و تعهد تمامی كسانی كه مسئوليتی روشن در بروز وضع کنونی ندارند آنست که برای جلب همكاری كليه نيروهای علاقهمند به وطن بيش از پيش وارد ميدان شوند.
اقتصاد ايران در سال 1386، شايد وضعيتی شبيه اقتصاد ايران در سال 1356 را پيدا كند، و احتمالاً آثار و تبعات سياسی و اجتماعی گستردهای به همراه داشته باشد، حتی اگر در حد آثار رخ داده در سال 1356 نباشد. چرا؟
برای يافتن پاسخ كافيست كه ميان سياستهای اقتصادی در دو مقطع مذكور مقايسه كنيم. ـ هزينههای دولت در بودجه از سال 1352 تا سال 1355 حدوداً سه برابر و نيم شد.
ـ دآمدهای حاصل از نفت و گاز از سال 1352 تا 1355 حدوداً 5/4 برابر شد. ـ توليد ناخالص داخلی طی 3 سال 1352 تا 1355 نزديك به 50 درصد رشد داشت. ـ شاخص قيمتها طی اين سه سال نيز حدود 48 درصد افزايش يافت. ـ واردات از 1/6 ميليارد دلار در سال 1352 به 7/20 ميليارد دلار در سال 1355 رسيد. ـ نسبت مخارج دولت به توليد ناخالص داخلی از 7/13 درصد در سال 1352 به 4/20 درصد در سال 1355 رسيد.
ـ نسبت بودجه دولت به توليد ناخالص داخلی از 2/27 درصد رد سال 1352 به 8/41 درصد در سال 1355 افزايش يافت.
ـ صادرات نفت و گاز از 3/8 ميليارد دلار در سال 1352 به 2/24 ميليارد دلار در سال 1355 رسيد.
ـ نقدينگی طی سالهای 1352 تا 1355 (فقط طی سه سال) بيش از سه برابر شد. [اطلاعات موجود از لوح فشرده اقتصاد ايران، تهيه شده توسط آقای دكتر مسعود نيلی محاسبه تقريبی و نقل شده است.]
ظاهراً همين مقدار اطلاعات كافيست، تا تصويری نسبی از اوضاع اقتصادی قبل از ورود به سال 1356 به دست آيد. در سال 1356 اولين اتفاق كاهش اندكی دردرآمدهای ناشی از صادرات نفت و گاز بود كه حدود 7/0 ميليارد دلار كمتر از سال 1355 بود. رشد بودجه جاری با توجه به ارقام تورم و رشد اقتصادی سال 1355 كنترل شد و به قيمت ثابت كاهش يافت. علیرغم اين كه حجم واردات در سال 1356 افزايش يافت و به 3/25 ميليارد دلار رسيد، اما اتفاقات ديگری رخ داد كه رژيم شاه را دچار بحران كرد. از يك سو رشد اقتصادی به كلی متوقف شد، و به يك باره از رقم بالای 9/17 درصد در سال 1355 به حدود منهاي1 درصد در سال 1356 سقوط كرد. در عين حال تورم هم شديداً افزايش يافت و به رقم بی سابقه 25 درصد رسيد. و اگر اين واقعيات را در كنار رشد فزاينده نابرابری قرار دهيم، حال و هوای اوضاع اقتصادی رژيم در سال 1356 روشن میشود.
اما در سال 1386 اوضاع چگونه است؟
ـ هزينههای دولت در بودجه طی سالهای 1383، 1384 و 1385 رشد فوقالعادهای داشته است و با توجه به اينكه كماكان هم در حال افزايش است (از طريق متمم بودجه) رقم دقيقی برای آن نمیتوان ذكر كرد.
ـ درآمدهای حاصل از نفت هم طی سه سال گذشته به بالاترين سطح خود و تا حدود 55 ميليارد در سال رسيده است.
ـ برخلاف اقتصاد رژيم گذشته كه طی سه سال پيش از سال 1356، رشد اقتصادی جمعاً به 50 درصد رسيد در سالهای 1383، 1384 و 1385 سر جمع كمتر از 20 درصد رشد خواهيم داشت. ـ شاخص قيمتها، مشابه سالهای منتهی به 1356، در سه سال اخير، حداقل 45 تا 50 درصد افزايش يافته است.
ـ واردات نيز رشد بیسابقهای داشته است و در سال جاری احتمالاً حدود 45 ميليارد دلار خواهد بود. ـ نسبت مخارج دولت به توليد ناخالص داخلی در دو سال اخير رشد فراوان كرده، و گرچه ارقام رسمی آن هنوز ارايه نشده است، اما از مقايسه رشد بودجه و ثبات اقتصاد، روشن است كه اين نسبتها احتمالاً به حدود 30 درصد توليد ناخالص داخلی خواهد رسيد.
ـ صادرات نفت و گاز نيز طی سه سال اخير از حدود 30-25 ميليارد دلار دو برابر شده و به حدود 55 ميليارد دلار رسيده است.
ـ نقدينگی نيز طی فقط دو سال اخير، حدوداً يك صد درصد افزايش يافته است، كه اگر سه سال گذشته را حساب كنيم، تقريباً مساوی همان سه برابر رشد نقدينگی سالهای 1352 تا 1355 است. ارقام سالهای اخير تا حدی تقريبی و غير رسمی است اما تفاوت اين ارقام با ارقام واقعی كمتر از آن است كه تغييری در نتيجه مقايسه حاصل كند.
با اين حال میتوان چشمانداز اقتصاد ايران در سال 1386 را نيز با سال 1356 مقايسه كرد. ـ بودجه ارايه شده به مجلس به دلايل متعددی واقعی نيست، گرچه همين بودجه نيز مشكلات خود را دارد. اگر بخواهد اجرا شود، فشار زيادی بر بخشهای آموزش، بهداشت و امنيت وارد میشود. بويژه آنكه تورم سال جاری هم زياد است و اگر دولت میخواست در حد ارقام بودجه امسال هم برای سال آينده بودجه جاری بنويسد، حداقل بايد 15 درصد به ارقام موجود اضافه میكرد، اما عملاً 6 درصد هم كم كرده است كه سر جمع آنها به معنای كاهش 21 درصد در بودجه جاری سال آينده (با توجه به تورم امسال) و در مفايسه با بودجه سال جاری است، و البته بايد تورم سال آينده را هم از ياد نبرد كه مجموعاً فشار زيادی را برای افزايش هزينه ها و پرداختها به دولت وارد خواهد کرد. برای مقابله با اين وضع دولت يا بايد فشار را تحمل کند يا اين كه از طريق متمم، بودجه را افزايش دهد. پذيرش فشار در جبين اين دولت نيست، لذا بودجه را افزايش میدهد يا اين كه از بودجه عمرانی به جاری جابجايی انجام میدهد. اگر بودجه افزايش يابد، تورم تشديد میشود، و جابجايی از عمرانی به جاری هم موجب ركود و بيكاری میشود. ـ در رژيم گذشته طی سه سال تورم 50 درصد و اقتصاد هم 50 درصد رشد داشت، نقدينگی نيز سه برابر شد، از همين رو در سال 1356، تورم 25 درصد را شاهد بود. اما در سه سال گذشته، در حالی كه تورم 50 درصد بود، اقتصاد كمتر از 20 درصد رشد داشت، در عين حال نقدينگی نيز سه برابر شده است، طبعاً میتوان انتظار داشت كه سال آينده بيش از 25 درصد تورم را شاهد باشيم. مگر آنكه سياستهای پولی دولت تغيير كند، كه به احتمال زياد چنين تغييراتی منجر به تشديد ركود خواهد شد.
ـ افزايش نابرابری در سالهای 1351 تا 1356 دررژيم گذشته، عمدتاً به دليل تزريق رانتگونه درآمدهای نفتی به جامعه بود كه اين مسأله در سالهای اخير هم مشهود است. افزايش قيمت مسكن در ماههای گذشته كه موجب تشديد نابرابری در درآمدهای ثابت مردم شد، فشار مضاعفی را بر نابرابری اعمال كرده است. با توجه به ادامه وضع موجود كه انتظار شرايط تورمی همراه با ركود و بيكاری در سال آينده وجود دارد، كه هر دو مورد (تورم و ركود) موجب تشديد نابرابری میگردد، علیالقاعده، وضعيت نابرابری طبقاتی در سال آتی چشمانداز تيرهتری از وضع كنونی دارد.
اما مسأله اين است كه دولت و مجلس و كل حاكميت در برابر اين چالشهای احتمالی چه راهی را برخواهند گزيد؟
مجلس به دليل شروع انتخابات دور بعدی، راههای پوپوليستی را برخواهد گزيد، دولت هم با توجه به همين نكته است كه بودجه را به شكل كنونی ارايه كرده و باكی از عدم موافقت نمايندگان مجلس با متممهای بعدیاش نخواهد داشت، زيرا هر مخالفتی را به پای مجلس خواهد نوشت. لذا مطمئن است با افزايش بودجه در قالب متمم موافقت خواهند كرد. لذا راهيافتگان مجلس به دنبال رأی آوردن هستند و چشم خود را بر اقتصاد و سازوكارهای آن خواهند بست.
دولت هم مخالف ذات خود، كه در 18 ماه گذشته نشان داده عمل نخواهد كرد، چرا كه درك و توانی جز ادامه اين راه را ندارد. كليت نظام هم در چالشهای بيشتری فرو خواهند رفت، مسأله هستهای و قطعنامههای شورای امنيت و احتمال كاهش بيشتر در قيمتهای نفت هم به عنوان عواملی برونزا وارد عمل خواهند شد و اگر خدای نخواسته درگيری حتی محدودی هم رخ دهد، تمامی عوامل منفی مذكور شتاب بيشتری خواهند گرفت.
افزايش بيكاری و تورم منجر به پذيرش راهحلهای كميته امدادی میشود و اين نيز به نوبه خود نه تنها مشكلات را حل نمیكند، بلكه در بهترين حالت آن را شدت يافتهتر وفقط اندكی تأخير میاندازد. دولت ايران در مواجهه با بحرانهايی از نوع مذكور قادر به اتخاذ راههای اصولی و بلندمدت نيست، زيرا چنين راههايی مستلزم تغييرات وسيع در سياستهای داخلی و خارجی و اقتصادی است كه چنين امری از ساختار فعلی و با اراده خودش متصور نيست، لذا راهحلهای كوتاهمدت و تقصير را به گردن ديگران انداختن پيشه میشود و اين راهحلها هم در واقع راهحل نيست، مثل جمع كردن آشغال خانه زير فرش است، و طولی نمیكشد كه كل خانه را آشغال فرا میگيرد. اينجاست كه وظيفه و تعهد تمامی كسانی كه مسئوليتی روشن در بروز اين حوادث ندارند، برای جلب همكاری كليه نيروهای علاقهمند به وطن بيش از پيش میشود
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : سیامک در ساعت 11:34
سه شنبه هفدهم بهمن 1385
احمدی نژاد همه بز دلند جز ایشان
«رسول منتجبنيا» قائم مقام دبيرکل حزب اعتماد ملی پيرامون مهلت رو به پايان قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل با سايت آفتاب مصاحبه کرده و گفت:
هنوز فرصت هست که دست اندرکاران موضوع هستهای به مردم و نخبگان برگردند و نظرات کارشناسان و نخبگان ملت را جويا شوند و اين احتمال را بپذيرند که در روند پيگيری پرونده هستهای دچار اشتباه شده و بهترين راه را نپيمودهاند. در تبادل نظر با نخبگان هنوز اين احتمال وجود دارد که راه حل مناسبتری پيدا و ارائه شود.
هنگامی که نخبگان ملت در يک تصميم بزرگ دخالت داشته باشند، اين تصميم پشتوانه مردمی بيشتری خواهد داشت تا آنکه چند نفر از نخبگان به صورت مجرد و در اتاقهای بسته در اين باره تصميمگيری کنند.
در شرايط کنونی هم برای برون رفت از وضعيت به وجود آمده و هم برای آينده کشور و مواجهه با هرگونه احتمال خطر، مسئولان چارهای ندارند جز جلب افکار عمومی و بها دادن به نخبگان و صاحبنظران .
امروز تمام کارشناسان و صاحبنظران موضوع هستهای اظهار نگرانی میکنند، اما متاسفانه برخی مقامات اجرايی بجای آنکه به نگرانی نخبگان دلسوز بها بدهند، با توهين به آنها و اينکه آنها «ترسو» و «بزدل» هستند، میخواهند صورت مساله را پاک کنند. با هر کدام از نخبگان که اين روزها تماس میگيريم همه نگران هستند، اما رئيس جمهور میگويد هيچ نگرانی نيست؟ آيا همه زبون هستند به جز يک نفر که هيچ ارتباطی با کارشناسان و نخبگان ندارد
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : سیامک در ساعت 11:31
سه شنبه هفدهم بهمن 1385
موج ترور دولتی بزرگترين نگرانی حکومتی
|

|
|
روزنامه کارگزاران، در شماره روز گذشته خود، تحت پوشش انتقاد از تخريب چهره های برجسته نظام،(بدون نام بردن از حاج منصور ارضی رئیس شبکه مداحان که این باصطلاح تخریب و درواقع زمینه سازی آغاز ترورها را شروع کرده) تلويحا اشاره به آن اطلاعاتی کرد که در برخی محافل سياسی ايران پيرامون امکان ترورهای دولتی دهان به دهان می شود. درمحافل سياسی گفته می شود موج ترور دولتی بزرگترين نگرانی امنيتی کشور زيرپوشش دفاع از برنامه اتمی و مخالفت با قبول قطعنامه شورای امنيت، می خواهند موج ترور شخصيت های شناخته شده حاکميت را آغاز کنند! اندام های شبکه ترور را حکومتيان مدعی اند کشف کرده اند!
در برخی محافل سياسی ايران، در دو روز تاسوعا و عاشورا که فرصت ديدارهای مهمی فراهم آمد، اخباری دهان به دهان نقل شده که حتی اگر بخشی از آنها واقعيت داشته باشد، بايد در آينده نزديک شاهد حوادث مهمی در داخل کشور بود. از جمله اين اخبار تدابيری است که در هفته های اخير انديشه شده تا مانع يک موج ترور در داخل کشور شوند. حتی گفته می شود اطلاعاتی درباره برنامه ريزی اين موج ترور بدست آمده و اعترافاتی نيز گرفته شده است. هدف از اين ترورها که هنوز معلوم نيست موفق به متلاشی کردن اندام های سلولی شبکه های آن شده باشند برخی بلندپايگان و مقامات حکومتی را در نظر دارد و سرنخ های طراحان آن به داخل دولت احمدی نژاد رسيده است. حتی گفته می شود ليست موج اول ترور نيز بدست آمده است. دفاع از برنامه اتمی و حمايت از دولت برای اين ترورها تئوريزه شده و تحت عنوان از بين بردن مخالفان مقاومت در برابر امريکا و مقابله با کسانی که می خواهند عقب نشينی اتمی کرده و حتی از عراق نيز عقب بنشينند درمحافل و سلول های ترور تبليغ شده است.
گفته می شود ليستی از موج دوم ترور شامل حال چهره های سياسی پيرامونی حکومت نيز وجود دارد.
در محافل سياسی گفته شده که درحال حاضر بزرگترين نگرانی امنيتی حکومت همين ماجراست و تمام تلاش روی کشف شبکه های اين ترور متمرکز شده، اما از آنجا که از درون بافت های امنيتی حکومت نيز کسانی با اين توطئه در پيوند هستند، بی اعتمادی به گزارش ها اجازه سرعت کشف نمی دهد. حتی درباره بازداشت سه فعال زن درفرودگاه نيز گفته شده که برای فلج سازی تمرکز روی خطر ترور حکومتی، چنين ماجرائی را آفريدند که با اخطار بسيار جدی ستاد بحران به آن خاتمه بخشيده شد.
با مطالعه اين اطلاعات بسيار محدودی که بدست ما رسيده، اکنون می توان حدس زد که به چه دليل سايت امنيتی- دولتی "رجانيوز" وزارت اطلاعات و امنيت را تشويق و حتی تهديد می کند تا بجای هر فعاليت امنيتی روی دستگيری فعالان سياسی دوران اصلاحات متمرکز شود و نوک تيز پيکان حمله را متوجه هاشمی رفسنجانی بعنوان کانون توطئه عليه دولت احمدی نژاد کرده است. دراين ارتباط مقاله رجاء نيوز را از اينجا می توانيد بخوانيد: http://www.rajanews.com/News/?5242 | |
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : سیامک در ساعت 11:26
یکشنبه پانزدهم بهمن 1385
به کدامین گناه ؟

این است عدالت جمهوری اسلامی



واقعا جوانان این مملکت باید سرنوشتشان اینگونه باشد ؟


جمهوری اسلامی میتواند پاسخگوی هزاران نفری باشد که در غم از دست دادن عزیزانشان به دست مزدوران این رژیم به سوگ نشسته اند ؟



به چه می اندیشد به لحظات خوش زندگی که هیچ وقت نتوانست تجربه کند یا به مادرش که باید تا لحظاتی دیگر برای همیشه جامه سیاه به تن کند ؟
کوروش بیا که با تو امید آید با آمدنت صدای خورشید آید
تاریخ اگر دوباره تکرار شود آدم به طواف تخت جمشید آید
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : سیامک در ساعت 19:32
یکشنبه پانزدهم بهمن 1385
ممانعت ماموران امنیتی از سفر خارجی عبدالله مومنی و هاشم آغاجری
هاشم آقاجري و عبدالله مومني، دو فعال سياسي صبح امروز قصد سفر به آمريكا براي شركت در يك كنفرانس بينالمللي را داشتند كه از خروج آنها ممانعت شد.

آقاجري و مومني صبح امروز براي شركت در كنفرانسي با عنوان «گذشته و آينده اصلاحات» در دانشگاهMIT عازم آمريكا بودند كه پس از طي همه مراحل قانوني و درج مهر خروج از كشور در گذرنامه آنها در فرودگاه، از خروجشان جلوگيري شد. هاشم آقاجري در اين باره گفت: براي دو سخنراني با عناوين «دين و دموكراسي» و «گفتمان دموكراسي در تاريخ معاصر ايران» به كنفرانس دانشگاهMIT دعوت شدهام كه صبح امروز براي عزيمت به آمريكا به فرودگاه رفتيم و پس از طي همه تشريفات پرواز، مهر خروج نيز در پاسپورت ما قيد شد اما هنگامي كه براي سوار شدن به هواپيما در صف قرار گرفتيم، يك مامور لباس شخصي از سوار شدن ما به هواپيما جلوگيري كرد و به ما گفت كه ممنوعالخروج هستيم. وي ادامه داد: كساني كه از خروج ما جلوگيري كردند، نام هيچ مرجع مشخصي را نبردند و هيچ حكمي نيز به ما نشان ندادند و تنها به ما گفتند كه «شما ممنوعالخروج هستيد». آنها بليط و پاسپورتهاي ما را گرفتند، ضمن اينكه براي بازگرداندن بارهاي ما هواپيما را نيم ساعتي معطل كردند و در نهايت نيز ورقهاي به ما دادند كه در آن قيد شده است كه پس از هفتاد و دو ساعت به آدرسي در خيابان آفريقا مراجعه كنيم. در سربرگ اين ورقه «امور گذرنامه دفتر رياستجمهوري» قيد شده است. آقاجري با غيرقانوني خواندن اين اقدام گفت: اگر ما از نظر قانوني ممنوعالخروج هستيم، بايد يك مرجع قضايي به صورت مستدل اين را به ما اعلام كند و پليس فرودگاه در جريان اين موضوع قرار داشته باشد، نه اينكه همه تشريفات پرواز انجام شود و در هنگام سوار شدن به هواپيما و بدون نشان دادن حكم اعلام شود كه ممنوعالخروج هستيم. اين استاد دانشگاه با تاكيد بر اينكه اين اقدام با هيچ منطقي سازگار نيست و هيچ كشور دومي در دنيا اينگونه عمل نميكند، گفت: در دنيا مجرمان تحت تعقيب، دزدان، سارقان يا قاتلان فراري جزو افراد ممنوعالخروج هستند و معلوم نيست چرا من و امثال من بايد ممنوعالخروج شويم. آقاجري تصريح كرد: ما براي شركت در يك كنفرانس دانشگاهي شفاف و علني به آمريكا ميرفتيم و قرار بود روز سهشنبه سخنراني من در MIT و روز پنجشنبه در گروه دانشجويي مطالعات ايراني برگزار شود. ضمن اينكه دانشگاه MIT از دانشگاههاي منتقد و مستقل آمريكايي است و روشنفكران و استادان آن به افرادي كه در قبال حاكميت و دولت آمريكا موضع انتقادي دارند، مشهورند و كساني همچون «نوآم چامسكي» در آن تدريس ميكنند. موضوع سخنراني من نيز «دين و دموكراسي» بود تا مدافع اين تز باشم كه دين و دموكراسي با هم سازگار است و اسلام با دموكراسي تعارض ندارد. وي در پايان گفت: بايد از آقايان پرسيد چرا شخصي مثل مرا ممنوعالخروج ميكنند و چرا به اين شيوه توهينآميز، آزاردهنده و غيرمنطقي اين كار را انجام ميدهند؟ همچنين عبدالله مومني، ديگر فعال سياسي و دانشجويي كه صبح امروز از خروج وي جلوگيري شد، با بيان اينكه قرار بود در اين كنفرانس با عنوان «جنبش دانشجويي و دموكراسيخواهي؛ موانع و برونرفتها» سخنراني كند، گفت: هيچ دليل حقوقي وجود ندارد كه كساني كه پرونده مفتوح ندارند، ممنوعالخروج شوند زيرا مرسوم است براي افرادي كه پرونده در حال رسيدگي دارند و به واسطه رسيدگي، دسترسي به متهم لازم است، با حكم قضايي و به دستور قاضي ممنوعالخروج ميشوند اما ما هيچ پرونده مفتوحي نداريم و حكم قضايي نيز در اين زمينه وجود ندارد. وي با اشاره به اينكه نام افراد ممنوعالورود در اختيار پليس فرودگاه قرار دارد، گفت: وقتي تمام تشريفات پرواز ما انجام و مهر خروج نيز در پاسپورتهاي ما قيد ميشود، به معناي اين است كه نام ما به عنوان افراد ممنوعالخروج در اختيار پليس فرودگاه نيست. سخنگوي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) افزود: خروج از كشور بر مبناي قانون اساسي و حقوق بشر حق طبيعي هر فردي است و هر كس حق دارد در هر زمان كه ميخواهد هر كشوري يا كشور خود را ترك كند يا به آن بازگردد و اين حق طبيعي شهروندان است كه آزادانه رفت و آمد كنند اما صبح امروز در فرودگاه از خروج ما جلوگيري شد، پاسپورتهاي ما توقيف شد و به سوالات ما در خصوص مرجع دستوردهنده هيچ اعتنايي نشد.
گفتنی است ماموران امنیتی در حالی از سفر دکتر آغاجری جلوگیری کردند که وی در آذر ماه به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی در اروپا به فرانسه سفر کرده و در دانشگاه سوربون سخنرانی کرده بود يادآور ميشود عليرضا رجايي و مرضيه مرتاضي لنگرودي نيز به اين كنفرانس دعوت شدهاند كه توانستند از كشور خارج شوند. چندي پيش تقي رحماني، از فعالان ملي مذهبي نيز كه به دعوت انجمن قلم دانمارك عازم اين كشور بود، ممنوعالخروج شد.
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : سیامک در ساعت 13:6
یکشنبه پانزدهم بهمن 1385
مصاحبه فرمانده کل سپاه جمهوری اسلامی
حمله امریکا
محتمل ترین تهدید نظامی ایران
همزمان با سخنرانی رحیم صفوی فرمانده کل سپاه در نیروی دریائی، مصطفي محمد نجار وزير دفاع نیز با روزنامه عربي الوفاق مصاحبه کرد. خبرگزاری فارس که خبرگزاری کابینه نظامی احمدی نژاد شده، متن ویراستاری و رتوش شده ای از این مصاحبه را با گنجاندن اصطلاحات رایج در فرهنگ سیاسی مقامات نظامی و سیاسی حاکم در جمهوری اسلامی منتشر کرد. جان کلام مصاحبه نسبتا مشروح وزیر دفاع، پس از رها کردن آن از شاخ و برگی که خبرگزاری فارس به آن داده چنین است:
«كشورهاي منطقه و همسايگان عراق بايد تلاش كنند تا امنيت در اين كشور به نقطه مطلوب برسد. ايران در اين زمينه احساس مسئوليت ميكند.
وزیر دفاع در باره ساختار تسلیحانی جمهوری اسلامی گفت:
نیروی نظامی ایران، قبل از انقلاب براساس مقاومت در برابر اتحاد شوروي شکل گرفته بود. محصولات نظامي متناسب با اين ماموريت به ايران تحويل داده ميشد و در نتيجه ايران به عنوان انبار تسليحاتي غرب براي مقابله با شوروي كمونيسم ايفاي نقش ميكرد.
جنگ عراق به ما آموخت كه هيچ كشوري به عنوان متحد دائمي محسوب نميشود، بنابراين بايد ابزارها و ساختمانهاي دروني خود را به نحو قابل توجهي ارتقاء بخشيم تا بتوانيم بطور موثر به مقابله با تهديدات اقدام نمائيم.
در حال حاضر صنايع دفاعي وزارت دفاع قادر است هر آن چه را كه نيروهاي مسلح نياز دارند به صورت كاملا بومي طراحي و توليد كند. در اين ارتباط، سازمان صنايع هوا فضا، سازمان صنايع هوايي، سازمان صنايع دفاع و صنايع الكترونيك شكل گرفته است. از محتمل ترين تهديدات نظامي عليه ما در حال حاضر تهديدي است كه از جانب آمريكا متصور ميباشد.
البته اين در شرايطي است كه نيروهاي ما برخلاف آمريكا كه مورد تنفر مردم منطقه است از پشتوانه مردمي قوي و پايدار برخوردار است، پشتوانهاي كه در شرايط حساس و بحراني ميتواند به عنوان ابزاري تاثيرگذار نقش ايفا كند. »
درباره حمله امریکا و اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران نیز وزیر دفاع جمهوری اسلامی گفت:
ما مخالف هر گونه درگيري نظامي هستيم، اما اگر مراكز هستهاي مورد تعرض قرار گيرد با جديت و قاطعيت واكنش نشان خواهيم داد و هر نوع تعرض به خاك ايران را به گونهاي پاسخ خواهيم داد كه عامل تعرض واقعا دچار پشيماني و ياس گردد. »
وزیر دفاع در باره عملیات اربیل و دستگیری 5 مانده سپاه توسط امریکائی ها در خاک عراق گفت:
«ما يورش آمريكا به كنسولگري خود در اربيل را نقض آشكار قوانين بينالمللي مي دانيم. فعلا اين مسئله را به صورت حقوقي و با رايزني با دولت عراق دنبال خواهيم كرد. البته صبر ما نامحدود نيست.»
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : سیامک در ساعت 12:54
یکشنبه پانزدهم بهمن 1385
برنامه معرفی سلاح های امریکائی، از رادیو تصویر فارسی امریکا
آماده سازی مردم ایران
برای حمله هوائی امریکا
رادیو تصویر امریکا، در بخش شبانگاهی خود که پر مراجعه کننده ترین بخش است، سلسله گزارش هائی را پیرامون سلاح های امریکا آغاز کرده، که تنها یک جمله در آنها سانسور شده است. آن جمله اینست: « با این سلاح ها به ایران حمله خواهد شد!» در این برنامه نظامی، بسیار ظریف سعی می شود ترس مردم ایران از حمله نظامی امریکا خنثی شده و چنین تلقین شود که این حمله فقط اهداف نظامی را نابود می کند و اگر هم انسان ها مورد اصابت قرار گیرند، این اصابت کشنده نیست!
مطابق این گزارش ها، موشک های امریکائی که به سوی اهداف نظامی درایران شلیک خواهند شد دقیقا به هدف خواهد خورد و احتمال خطا در هدف گیری وجود ندارد، اگر هم به انسان ها برخورد کند فقط آنها را برای مدتی بیهوش می کند! موشک هائی که به سمت اهداف اتمی شلیک می شوند مخصوص این اهداف هستند و تا لحظه برخورد به هدف قابلیت هدایت شونده دارند!
در برخی محافل سیاسی داخل کشور گفته می شود که حاکمیت بجای هوشیار کردن مردم و مقابله با این برنامه و گفتن واقعیات حمله احتمالی امریکا به ایران، از این برنامه بدان جهت که فعلا موجب خنثی شدن وحشت مردم از حمله می شود استقبال هم کرده است!
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : سیامک در ساعت 12:36
شنبه چهاردهم بهمن 1385
ايران، ابرقدرتی جهانی که نيازمند نان شب است!
احمدی نژاد که سخنان و نظراتش در خارج از ايران و برای پرونده سازی عليه ايران بيش از داخل کشور جدی گرفته می شود، روز گذشته در آرامگاه آيت الله خمينی باخبرگزاری های داخی مصاحبه کرد.
او در اين مصاحبه گفت: " كشور ما بسرعت در حال ابرقدرت شدن است".
او که حدس زده بود فورا مردم اين ابرقدرتی را با قيمت سيب زمينی کيلوئی هزار تومان و حقوق پرداخت نشده چندين و چند ماهه کارگران و اعتياد چندين ميليونی جوانان مقايسه خواهند کرد و به ريش داشته و نداشته طرح کننده اش خواهند خنديد، سرنا را از سر ديگرش فوت کرد و گفت: « البته، ابرقدرتی ما متكی بر داشتن سلاح يا حتی مناسبات و توانمندیهای اقتصادی نيست، بلكه ما يك ابرقدرت فرهنگی - انسانی و تاثيرگذار بر قلب و روح انسانها هستيم!»
احمدی نژاد در بخش ديگری از همين مصاحبه ادعای خنده دار ديگری کرد که آن هم خواندنی است. او گفت: «دشمنان چون نمیتوانند از درون به ما لطمه بزنند، به جنگ روانی متوسل شده و مسايلی مانند تحريم را مطرح میكنند. حال سوال اين است كه آنها چه چيزی را میخواهند تحريم كنند؟ ادبيات تحريم ديگر كاركردی ندارد. »
رئيس جمهور يا خود نادان است و يا مردم را نادان تصور کرده است. تحريمی که با قطعنامه شورای امنيت برقرار شده "ادبيات" نيست، اقتصاد و شکم است! دوبيتی های خود او شعراست و لالائی برای اطرافيانش.
در قسمت ديگری از اين مصاحبه، احمدی نژاد برای آنکه نقش خود را بعنوان پروکاتور و بهانه ساز حمله به ايران انکار کند، گفت:
"آنها برای آسيبزدن به ملت ما به دنبال بهانه و دليل نمیگردند. آنها اگر بتوانند هر لحظه میخواهند آسيب بزنند، ولی در حال حاضر نمیتوانند كاری انجام دهند، اما اگر كاری را در حال حاضر انجام نمیدهند دليلش اين نيست كه دلشان برای كسی سوخته باشد يا منتظر اتفاقی باشند.»
احمدی نژاد پس از آنکه کوشيد شانه خود را از زير بار اتهام بهانه سازی برای حمله به ايران خالی کند، ادعای ديگری را مطرح کرد که کمتر از ادعای اول مضحک نبود. او گفت:
« آنها نمیتوانند ضربه بزنند و نتوانستن آنها ناشی از استحكام، وحدت و پايداری ملت ايران است. اگر متحد باشيم میتوانيم با داشتن روحيهی ايستادگی و شهامت در برابر دشمنان بايستيم و شكست را تجربه نكنيم.»
به اين ترتيب رئيس جمهوری که حتی با شهرداری پايتخت کشور کارد و پنير است و چشم ديدن دبير شورای عالی امنيت ملی را ندارد و کمر به قتل امثال هاشمی رفسنجانی بسته و وزارت کارش می خواهد خون کارگران را در شيشه کند و هنوز بدنبال تسويه حساب های خصوصی با شورای شهر است و.... می خواهد با استحکام و وحدت و اتحاد جلوی دشمن را بگيرد!
گرچه خود او در پايان همين مصاحبه ابراز اميدواری می کند "شکست را تجربه نکنيم!"
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : سیامک در ساعت 10:52
|